تبليغاتX
کاکوتی - شعورستان

دیروز دکتر اورژانس فرمودن: گوشتون ملتهبه و اینا... و یه نسخه بلند بالا مرقوم فرمودن که اینا رو باید حتما بخوری... من هرچی به گوشم توجه کردم دیدم درد نمی کنه که نمی کنه... گفتم دهتر جان این چه التهابیه که درد نداره... فرمودن: دهه من می فهمم یا تو... این شد که ما مشکوک با نسخه گوش درد روانه منزل شدیم...

امروز از دکتر "گوش  گلو بینی " قدیمی مون با التماس وقت گرفتم... قبل از شش راه افتادم و یه چیزی حدود سه ربع از فاطمی تا خیابون الوند تو راه بودم... وارد مطب که شدم گوش تا گوش ملت نشسته بودن... تا "ساعت هشت و نیم" مجبور شدم از هر ترفند ممکنی برای سر نرفتن حوصله ام استفاده کنم... بماند که منزل و اهلشم گذاشته بودم به امان خدا... نزدیک ساعت "نه" نوبتم شد و جناب دکتر با توجه به نسخه شب قبل با دقت تمام گوشین و گلو و بینی منو معاینه کردن و گفتن: هیچ التهابی مشاهده نمی شود... پرسیدم یعنی این همه آنتی بیوتیک و اینا الکی بود... گفت صدا شو در نیار دکتر فلانی دوست منه... بروت نیار... منم خوشحال و خندان "دیدو ندید" کردم از در مطب زدم بیرون... البته هشت هزار تومن ناقابل هم بابت اشتباه دکتر اورژانس ویزیت الکی دادم... کرایه ماشین و اینا هم که هیچی... چقدر عقل کردم نسخه رو نگرفتم وگرنه یه عالمه دارو هم باید به اضافه هزینه تهیه شون می ریختم دور... 

نمی دونم تا کی باید جرم بی سوادی یه عده رو پس داد اونم تو همچین پستای حساسی... اینم از اورژانس شعورستان...

+ نوشته شده در  چهارشنبه 19 فروردین1388ساعت 0:39  توسط یواشکی  |